ذبيح الله صفا

456

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

عدّه‌يى از سالكان در خانقاه و يا باصطلاح در « مدرسهء » خود كرد و دستهء جديدى از متصوّفه را كه به « مولويّه » مشهورند بوجود آورد و كارش در سراسر بلاد روم چنان بالا گرفت كه حتى معين الدين پروانه حكمران كلّ بلاد روم از جانب مغولان ( مقتول بسال 675 ه . ) در شمار ارادتمندان او درآمد . سلسلهء مولويّه بعد از مولوى تا چند قرن در آسياى صغير و ايران و ممالك ديگر پراگنده بودند . صاحب طرائق الحقائق كه خود از پيشروان معروف نعمة اللهى در اوايل قرن اخير بوده است مىگويد : « سلسلهء مولويّه تا كنون در روم و شام و مصر و عرب و جزاير بحر الرّوم و قرم و عراق عرب جارى و معمولست و در نزد خرد و كلان و اعيان و دانا و نادان و حاجب و سلطان مقبولست و لباس خاص مخصوص درويشان آن سلسله است و تاج نمدى بىدرز بر سر گذارند و مشايخ ايشان عمامه‌يى نيز بر آن تاج بندند و ذكر و فكر و مراقبه و اوراد و سماع و حلقهء ذكر جلّى در ميان ايشان متداولست و در آن هنگام نى و دف مىزنند و در آن سلسله قانونست كه چون خواهد كسى در آن طريقه درآيد بايد هزار و يك روز خدمت [ خانقاه ] نمايد . . . و اگر چنانچه يك روز از آن خدمت ناقص گردد بايد كه خدمت را از سر گيرد و چون تمام كند آنكس را غسل توبه دهند و كسوه از سر كار خانقاه پوشانند و تلقين اسم جلالت بر او كنند و حجره‌يى جهت آسايش و عبادت بوى دهند و طريق رياضت و مجاهده تعليم وى نمايند و آن كس بر آن قانون و قاعده مشغول شود تا آنكه صفايى در باطن او ظاهر گردد » « 1 » . مولوى در طول مقام و زندگى خود در آسياى صغير با گروهى از پادشاهان و امرا و عالمان و شاعران معاصر و با بعضى معاشر بوده است مانند غياث الدين كيخسرو ثانى ( 634 - 643 ) كه بر اثر شكست او از بايجو سردار مغول ، دوران نفوذ مغول در آسياى صغير آغاز شد ؛ و عزّ الدين كيكاوس ثانى ( 643 - 655 ه . ) و ركن الدين قلج ارسلان رابع ( 655 - 666 ه . ) و غياث الدين كيخسرو ثالث ( 666 - 682 ه . ) كه

--> ( 1 ) - طرائق الحقائق ج 2 ص 140 - 141